انتخاب زبان
خیریه حمزه سیدالشهداء(ع) طرقبه
هر که در این سرا در آید، نانش دهید و از ایمانش مپرسید...

🏠 آدرس: استان خراسان رضوی - مشهد مقدس - طرقبه - میدان امام خمینی - جنب اداره پست - کدپستی: ۹۳۵۱۹۵۷۴۴۸
☎ تلفکس: ۳۴۲۲۴۵۸۸ - ۰۵۱
📲 شبکه های اجتماعی: ۰۹۳۷۳۱۹۶۱۰۰
📧 ایمیل: hssht.charity@gmail.com
💳 شماره کارت بانک پاسارگاد: ۵۰۲۲۲۹۷۰۰۰۰۹۵۷۳۲
نماد اعتماد الکترونیکی
تصاویر تبلیغاتی
پیوندها
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

اولین قدم های بلند

علی باغبانباشی در مسیر تقدیرش به هنگ ۲۱ پشت کوهسنگی مشهد می رود تا دوران سربازی را بگذراند. ۴۵ روز از خدمتش نگذشته، دلتنگ دیار و خانواده می شود. وقتی که با درخواست مرخصی اش موافقت نشد، دلتنگی اش بیشتر می شود و دلش بیشترحال و هوای خوش طرقبه، پدر، مادر و دوستانش را می کند. تصمیم می گیرد بدون اجازه و نامه کتبی، راه سربازخانه را به سمت طرقبه برود.

صبح روز شنبه، وقتی در صف صبحگاهی حضور و غیاب می کنند او غیبت دارد. آن هم غیبت بدون اطلاع و اجازه.

 «فرمانده، نگاهی به سر تا پایم انداخت و فریاد زد ـ بدون هیچ مجوزی رفتی مرخصی... ها ؟!؟ بعد از آن گروهبان را صدا زد و گفت: ۲ مرتبه دور زمین ۲۰۰۰ متری بدود تا حساب کار دستش بیاید! چاره ای نبود. باید عقوبت کار را بدون هیچ رفت و برگشتی می چشیدم. همراه من دو نفر دیگر هم بودند که باید تنبیه می شدند. ما را به زمین بردند. شروع به دویدن کردیم. دور اول تمام نشده، آن دو نفر، نفسشان بریده بود و از خستگی نای قدم برداشتن نداشتند. اما من، در حال و هوای خودم، فقط می دویدم. به خودم که آمدم سه دور، زمین ۲۰۰۰ متری را دویده بودم. بدون ذره ای خستگی! همین هم باعث شد فرمانده حرف مرا باور نکند و مجبور به دویدن دوباره کند.»

فرمانده که علی را در حال دویدن رصد می کند، از خسته نشدن او شگفت زده می شود و احساس می کند این اتفاق یه پدیده نادر است. اولین کار او بعد از آن، تماس با دکتر حسین بنایی، رییس وقت تربیت بدنی خراسان است. دکتر حسین بنایی که از ماجرای دویدن علی خبر دار می شود، تصمیم می گیرد تا در مسابقه ای که قرار بود برگزار شود او را شرکت دهد و دویدن شگفت او را با چشم خودش بیازماید.

 

از مسابقه تا کشف استعداد

سال ۱۳۲۲. مشهد. قرار مسابقه در میدان سعدآباد مشهد گذاشته شد. رأس ساعت ۴ بعدازظهر. علی باغبانباشی سرباز هنگ ۲۱ باید در مسابقه دوره ای و رسمی با چند نفر از قهرمانان دو و میدانی کشور شرکت کند تا صحت اتفاق آن روز برای رییس تربیت بدنی معلوم شود.

«۸ نفر بودیم. وارد میدان مسابقه که شدیم همه دوندگان با لباس و کفش مخصوص ایستاده بودند. از من سوال کردند، پس لباس ورزشی ات کو سرباز!؟ اما من با همان لباس و حتی همان پوتین ها قرار بود بدوم. پشت خط... قدم های کشیده و آماده با صدای حرکت، شروع به دویدن کردم.»

۷ دونده، مسیر ۵۰۰۰ متری مسابقه که با خاکستر زغالسنگ پوشیده شده و علی باغبانباشی که با وجود پوتین های سربازی، هم شانه دیگران می دود.

«بلد نبودم خودم را گرم کنم. دویدن شروع شد. گام های بلند بر می داشتم. بعد از چهار دور، کم کم گرم شدم. یکی یکی دونده ها را پشت سر گذاشتم. دور دهم، نفر سوم بودم. یک دور مانده به آخر، رفتم پشت سر نفر اول صدای تماشاگران را می شنیدم که فریاد می زدند؛ بارک الله سرباز، برو از همه جلو بزن، سرباز بدو، سرباز بدو، ۳۰۰ متر به خط پایان مانده، نفر اول بودم. من توانستم در کمال تعجب تماشاگران و با پوتین های سربازی، ۷ نفر از قهرمانان دونده را پشت سر بگذارم و با فاصله ۵۰ متر از دیگران اول شوم.»

با اتمام مسابقه حسین بنایی رییس تربیت بدنی خراسان، به سراغ علی می آید. او را در بغل می گیرد و با تعجب می گوید: تو توانستی با پوتین هایت رکورد ایران را بشکنی! دستور می دهد تا فوراً گلدان نقره بخرند و هنگ را به خط کنند تا از او قدر دانی شود.

«سربازان سه بار هورا کشیدند و من اولین گلدان نقره ام را گرفتم.»

بعد از این پیروزی، علی باغبانباشی رو به مسیری طولانی و روشن ایستاده و قرار است تا انتهای آن را با تلاش و تشویق بدود و افتخار کسب کند.

 

دومین پیروزی

خبر پیروزی علی باغبانباشی خیلی زود به تهران رسید و مقامات ورزشی از وجود نابغه ای که سال ها در طرقبه روزگار می گذرانده با خبر شدند و چون آن سال ها بیش تر امکانات در پایتخت بود، تصمیم گرفتند تا از او دعوت کنند به تهران مهاجرت کند. علی فوراً برای انتقال به تهران آماده می شود.

«خبر رکورد شکنی ام زود تر از از تصورم به تهران رسیده بود. امریه دستم دادند تا به مرکز در تهران بروم. هیچ کس را نمی شناختم. اما همه منتظر من بودند. برای مسابقات انتخابی ترکیه باید آماده می شدم. به حضور فرمانده کل ارتش رسیدم. فرمانده ارتش بعد از سوال و معرفی، از من خواست تا لباس ورزشی بپوشم. لباسی که از رییس تربیت بدنی خراسان هدیه گرفته بودم را پوشیدم و به استادیوم امجدیه (شهید شیرودی) رفتیم.»

 

مشهدی ، از اول آخری!

علی از همه چیز سوال می کند. درباره زمین، خط ها و شماره هایی که روی آن ها کشیده شده... مسابقه با شلیک گلوله آغاز می شود. نکته جالب شروع این مسابقه ماجرا حرکت اوست. علی اصلاً سابقه شرکت در مسابقات بزرگ را ندارد. وقتی گلوله شلیک می شود، با استرس زیاد بر می گردد تا علت شلیک را بفهمد! که همان وقت با فریاد رییس تربیت بدنی که «سرباز بدو، چرا ایستاده ای!؟» به خودش می آید و شروع به دویدن می کند.

به خاطر توقف اول مسابقه از دیگر شرکت کننده ها عقب مانده بودم. تماشاچیان مرا هوو می کردند و فریاد می زدند؛ مشهدی، از اول آخری!

در این مسابقه علی باغبانباشی توانست با رکورد ۳۷/۱۶ مقام اول را کسب کند و بالاترین رکورد دوی کشور را تا آن روز بشکند.

 

حضور در اولین مسابقه خارجی

بعد از پیروزی در مسابقات انتخابی برای کشور ترکیه، علی با تعدادی از ورزشکاران و قهرمانان عازم کشور ترکیه می شود. این در واقع اولین ورود او به رقابت های خارجی است. روز موعود فرا می رسد. به کشور ترکیه و میدان مسابقه وارد می شوند. حضور صدها تماشاگر و فضایی بیگانه با حال و هوای قبل. علی، استرس دارد؛ ولی نمی خواهد کسی از آن با خبر شود. با شلیک گلوله حرکت می کند و با قدم های بلند می دود. با وجودی که رکورد ایران را ۲۲ ثانیه پایین تر می آورد، اما نمی تواند قهرمان شود و مقام پنجم را کسب می کند. چرا که رقبای او کار کشته این میدان هستند و او هنوز بی تجربه است.

«این مسافرت برای من فایده زیادی داشت و من توانستم فنون مختلف دو های استقامت و طریقه های تمرین آن را یاد بگیرم.»

 

تلاش های دوباره

بعدازظهرهای تهران و ورزشگاه امجدیه در سکوت یک زمین بزرگ، جوانی با قامت بلند و لاغر اندام، تک و تنها می دود. ۱۵ دور یا بیشتر را بدون خستگی ۲ ساعت تمام ورزش می کند. علی را خیلی ها در حال تمرین می دیدند. انگار همه انرژی اش را جمع کرده و با همت زیاد می خواهد به آرزوهایش برسد و برای کشورش افتخار کسب کند. به خاطر استعداد ذاتی و تمرینات زیاد، زیر نظر استادش احمد ایزدپناه، در مسابقات باشگاهی کشور در سال ۱۳۲۷ و ۱۳۲۸ دائماً مقام اول را دارد. همراه با این مسابقات در رقابت های دوی صحراگردی هم حضور دارد و پیروز می شود. مربی اش، علی را شاگردی عاشق و سر به زیر می داند که تمام آموزش های او را بی هیچ چون و چرایی و بدون غرور و در عین احترام و ادب انجام می دهد. سال ۱۳۲۹ علی در مسابقات آسیایی در دهلی کشور هندوستان مدال طلا می گیرد و در داخل کشور، می تواند با پیروزی هایش، تیم باشگاه تاج را در صدر تیم های دو و میدانی پایتخت قرار بدهد.

 

دارنده رکوردهای دو و میدانی

سال ۱۳۳۰ بعد از یک سال تمرینات سخت، علی باغبانباشی برای مسابقات آسیایی عازم هندوستان می شود. در این مسابقات ۱۲ کشور جهان حضور دارند و علی می تواند در دور ۵۰۰۰ متر، مقام اول را و در دوی ۳۰۰۰ متر مقام دوم را به دست بیاورد. یک سال بعد با همین گروه ورزشی عازم کشور پاکستان می شود. برگزار کننده شهر لاهور است و بار دیگر مرد دونده آن روزهای ایران در ۵۰۰۰ متر و ۳۰۰۰ متر مقام اول را کسب می کند و رکورد را می شکند. بعد از این موفقیت هاست که برای شرکت در المپیک فنلاند انتخاب می شود. قبل از رفتن به المپیک ۴ ماه برای شرکت در دوره های آموزش ورزش و تغذیه عازم کشور آلمان می شود. همان دوره هایی که علی رمز سلامتی و طول عمرش را بعد از لطف خداوند، آموزش های آنها می داند.

 

المپیک فنلاند ۱۳۳۱

قبل از شروع المپیک روزنامه ها نوشتند؛ «آقای باغبانباشی قهرمان دوهای استقامت کشور مسیر کرج تا تهران را می دود و ساعت ۱۲ وارد میدان فردوسی می شود. باشگاه تاج این برنامه را به عنوان یک برنامه مقدماتی المپیک ترتیب داده است.»

سال ۱۳۳۱. فنلاند. المپیک هلسینکی. علی باغبانباشی به عنوان نماینده دوی استقامت با گروه عازم المپیک می شوند. در این المپیک، پهلوان تختی هم در رشته کشتی شرکت دارد.

روزنامه ها بعد از مسابقه نوشتند؛ «بهترین رکورد ایران ۲/۱۳/۹ دقیقه که به وسیله آقای باغبانباشی در مسابقات المپیک ۱۹۵۲ در هلسینکی به دست آمد.»

 

المپیک ایتالیا؛ شهر رم

این جانب پس از ۲۰ روز تمرین جز تیم دو و میدانی کشور به رم رفتم تا در مسابقه دو و میدانی در میدان بزرگ رم بین بهترین قهرمانان اروپایی شرکت کنم و ۱۲ نفر از بهترین قهرمانان ایتالیا در این مسابقه شرکت داشتند و جمعیت با بی صبری انتظار نتیجه نهایی را داشتند. چرا که من قبلاً در ایران، با قهرمانان آنها دست و پنجه نرم کرده و آنها را شکست داده بودم. لذا قهرمانانشان از من حساب می بردند. این در حالیست که من آپاندیسم را عمل کرده ام و فقط توانسته ام یک ماه تمرین کنم. مسابقه شروع شد. تمام مسابقه را آرام حرکت کردم. دور آخر، دونده قهرمان ایتالیا سرعتش را زیاد کرد و من هم سرعتم را زیاد کردم. دویست متر مانده به خط پایان جلو افتادم و با اختلاف ۳۰ متر با نفر دوم، برنده شدم و روی کرسی نفر اول با افتخار برای کشورم ایستادم. تمام روزنامه های رم، قهرمانی ام را تیتر زدند و من در میان توجه مردم ایتالیا برای کشورم افتخار کسب کرده بودم و احساس خوشحالی داشتم.

 

پاریس و پیروزی شیرین

انقلاب فرانسه در جریان است. فرانسوی ها به خاطر داشتن دو قهرمان در رشته دو و میدانی ۵۰۰۰ متر، در برنامه رقابت ها مسابقه ۵۰۰۰ متر گذاشته بودند تا آنها را به رخ بکشند. علی باغبانباشی مهمان ایران در این رقابت است. ۳۱ نفر از روسای جمهور کشورهای اروپا و کشورهای دیگر در جایگاه مقامات نشسته اند. ۱۰۰ هزار نفر جمعیت تماشاگر و ۱۷ نفر شرکت کننده.

«رقابت ما شروع شد. تا دور دهم همه با هم بودیم، اما از آن به بعد یکی یکی جلو می افتادیم. دورهای آخر من و بازیکنان آلمان و مجاری و فرانسه ماندیم. در دور آخر، تنها من بودم و بازیکن فرانسه. لحظات پایانی، درست وقتی که تمام ۱۰۰ هزار نفر، بازیکن کشورشان را تشویق می کردند، من یک متر و نیم پیش افتادم. صدای تشویق ها به نعره و سروصدا تبدیل شده بود. من توانستم اول شوم. یادم هست بعد از پیروزی من، تمام استادیوم در سکوت فرو رفت.»

 

افتخار فراموش نشدنی

سال ۱۳۲۹ وقتی المپیک آسیایی در شهر دهلی هندوستان آغاز شد، نام علی باغبانباشی در لیست اعزامی های ایران است. رقابتی سخت بین کشورهایی که امید به بالا رفتن پرچم کشورشان دارند و این بار هم قهرمان دونده کشور ایران می تواند با اهتزاز پرچم سه رنگ کشورش، افتخاری دیگر ثبت می کند.

«شادترین لحظه زندگی من، همان لحظه ای است که ده ها هزار تماشاگر حاضر در المپیک دهلی، به خاطر پیروزی من و هنگام نواخته شدن سرود ملی ایران به پا خاستند. من هیچ گاه نمی توانم آن لحظه را فراموش کنم.»

 

باغبانباشی آتشدان المپیک آسیا را روشن می کند

المپیک کشور های آسیایی و کشور ایران میزبان است. افرادی که باید شعله المپیک را حمل کنند انتخاب شده اند. برای نفر آخری که آتشدان را شعله ور می کند چند نفر کاندید هستند و از میان آنها علی باغبانباشی به عنوان پرافتخار ترین قهرمان ایران انتخاب می شود. او در سن ۵۰ سالگی با قدم های بلند در حالی که شعله را دست دارد حرکت می کند. مسیر را می دود. از ۲۱۵ پله بالا می رود. درست در لحظه روشن کردن مشعل، کبوتر سفیدی را می بیند که در نقطه مرکزی آتشدان نشسته.

«قبل از شروع مراسم ، حدود ۲۰۰۰ کبوتر به نماد صلح و دوستی در آسمان به پرواز در می آورند. لحظه روشن کردن آتشدان، ناگهان متوجه شدم یکی از آن کبوتر ها در قسمت مرکزی آن نشسته. اگر شعله را روشن می کردم و پرنده می سوخت، چهره ی خوبی برای میزبان نداشت. پس با دسته مشعل ضربه ای به نزدیکش زدم. او پرواز کرد و من با خیال راحت شعله المپیک را روشن کردم. این اتفاق و عکس العمل من در آن لحظه، بازتاب زیادی داشت و گزارش های زیادی تهیه و عکس های زیبایی ماندگار شد.»

مفاخر طرقبه - استاد علی باغبان باشی

 

منبع: کتاب "قهرمان" – روایتی کوتاه از زندگی و خاطرات دونده سال های دور – استاد علی باغبانباشی / تنظیم و نگارش: سیده محدثه مؤذنی راد / انتشارات: بوی شهر بهشت

 

پرداخت آنلاین - حمایت آنلاین - Donate

موافقین ۲ مخالفین ۰ چاپ این صفحه پرینت ۹۸/۰۷/۰۳
موسسه خیریه حمزه سیدالشهداء(ع) طرقبه

Torghabeh

charity

hamze torghabeh charity

hamze-e-seyyed shohada charity

hamze-e-seyyed shohada torghabeh

hamze-e-seyyed shohada torghabeh charity

hssht

hssht.ir

seyyed shohada torghabeh charity

استاد احمد ایزدپناه

استاد علی باغبانباشی

المپیک آسیایی دهلی هندوستان

المپیک رم ایتالیا

المپیک فنلاند 1331

المپیک هلسینکی

المپیک پاریس

باشگاه تاج

باغبانباشی آتشدان المپیک آسیا را روشن می کند

جهان پهلوان تختی

حمزه طرقبه

خیریه

خیریه حمزه سیدالشهدا طرقبه

خیریه حمزه سیدالشهدا ع طرقبه

خیریه حمزه طرقبه

خیریه سیدالشهدا طرقبه

خیریه سیدالشهدا ع طرقبه

خیریه طرقبه

دونده سال های دور استاد علی باغبانباشی

دوی صحراگردی

دکتر حسین بنایی

رییس تربیت بدنی خراسان

زندگی و خاطرات استاد علی باغبانباشی

زندگینامه استاد علی باغبانباشی

سیدالشهدا طرقبه

طرقبه

قهرمان دو و میدانی

قهرمان دومیدانی

لحظه روشن کردن مشعل

محله پاچنار طرقبه

مسابقات آسیایی ترکیه

مسابقات آسیایی دهلی هندوستان

مسابقات آسیایی لاهور پاکستان

مسابقات باشگاهی کشور

مفاخر طرقبه

موسسه حمزه سیدالشهدا طرقبه

موسسه حمزه سیدالشهدا ع طرقبه

موسسه خیریه حمزه سیدالشهدا

موسسه خیریه حمزه سیدالشهدا طرقبه

موسسه خیریه حمزه سیدالشهدا ع طرقبه

موسسه خیریه حمزه طرقبه

موسسه خیریه سیدالشهدا طرقبه

موسسه خیریه سیدالشهدا ع طرقبه

پدر دو و میدانی ایران

پرافتخار ترین قهرمان ایران

پهلوان خراسانی

پوریای ولی

پیشکسوت دو و میدانی ایران

کبوتر سفید

این مطلب را با دوستان خود به اشتراک بگذارید :
فیس نما فیس نما
کلوب کلوب


Telegram
Whatsapp
Facebook
Twitter
Google Plus
Linkedin
Gmail
Yahoo mail

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی